
ببین بچه؛ شب هایی رو تجربه میکنی که قد یه سال یا بیشتر طول می کشن؛ قدِ فرو ریختن بیست سالگیت و یه حسِ تازه جوونه زده ی صادقانه؛ قدِ یه کُشتیِ بزرگ با باور هات؛ اون شب ها ممکنه تو زمستون باشه، خیلی سرد؛ بعد از علوم پایه دادنت باشه، با یه دنیا خستگی؛ وخت در اومدنِ دندونِ عقلت باشه؛ با کلی درد؛ وختِ سر...
ادامه مطلب
ببین قشنگ داریم به قعرِ چاهِ ضلالت سقوط می کنیم! جداً میگم و هیچ راه گریزی هم نیست مثکه؛ البته تو باور نکن بذار یه روزی که نشستی یه جا تکیه دادی به دیوار چاه ضلالت میام میزنم رو شونت میگم؛ بیاه! دیدی؟ البته من از این آدمایِ "بیا دیدی گفتم" خیلی بدم میاد! توی اون صحنه حق میدم همون لحظه که زدم رو شونت، بِ بیا رو که گفتم برگردی با زانو بزنی تو شیکمم خون بالا بیارم آره خلاصه امروز از صب یه مصرع داشت تو مغزم چرخ میخورد با مضنون امیدی به سحر نیست و این حرفا! حالا هی سرچ سرچ که بابا چیه این شعره؛ فک می...
ادامه مطلب
ادامه مطلب...
ادامه مطلب