خرید بک لینک


شهریار رو خیلی بیشتر از قبل دوس دارم! شاید واسه این شعر؛ اونجا که میگه

فشردم با همه مستی به دل سنگِ صبوری را
ز حال گریه ی "پنهان"، حکایت با سبو کردم

و یکم بعد که میگه
صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز "پنهانی" تو را هم آرزو کردم

و اون آخرا که باز میگه
تو با اغیار پیشِ چشمِ من می در سبو کردی
من از بیمِ شماتت گریه "پنهان" در گلو کردم

+ عکس از همون جای همیشگی :))

برچسب: نویسنده: آرین رستگار تاريخ: سه شنبه 17 اسفند 1395 ساعت: 2:22

صفحه بندی