ابرِ بهارون تو بگو بر کوه نباره، بر من بباره! - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:22
٢٢٢. همه آلفا یک ها جز دسته آلفا یک هستن!!! به جز آلفا یک ماکرو گلوبولین که جز آلفا دو هاست؛ حسشو میفهمی؟ جایی که نباید باشه هست و جایی که باید باشه نیست! ٢٢٣. اوبر: آخرین باری که دیدمش بهش گفتم: گوش کنین سرژ، افسردگی یه مخمصهست. کسی نمیتونه کمکتون کنه. کسی کاری براتون نمیکنه، تنها راه علاج ارادهست،...
#ببین_بچه - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:22
ببین بچه درسته که مهم مسیره و گور پدرِ مقصد؛ البته خب میدونی مشکل اینجاست که مسیر بالاخره یه جایی تموم میشه و مسیری که بعدِ مقصد ادامه داره له و لورده ت میکنه!! میفهمی چی میگم؟ میگم اینایی که خیلی عاقلن، یه مشت ترسوئن! تو نباش؛ خیلی عاقل که باشی فک کنم زندگیت شبیه راه رفتن آهسته تو پیاده روِ یه خیاب...
بگذر و نگذر! - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:22
٢٢٤. لقبِ پدر جدِ خلاصه نویسیِ ایران رو با افتخار تقدیم میکنم به خودم که ده روز قبل امتحان همچنان دارم خلاصه می نویسم و به حداقل یک ماه زمان برای خوندن خلاصه هام نیازمندم :| ٢٢٥. من فکر میکردم آناتومی فقط یه بار پدر آدمو درمیاره ولی اشتباه می کردم؛ آناتومی بارها و بارها می تونه به راحتی این کارو بکن...
بنوسید در واپسین دقایقِ یازدهمِ اسفندِ نود و پنج برای بار دوم متولد شد - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:22
فکر میکنم دیگه باید بگم که امشب تنها دلیلم برای فرار از زندگیِ تک پرانه رو از دست دادم؛ من امشب با سریع ترین هیولایِ چندش آورِ زندگیم رو به رو شدم و شکستش دادم؛ دستآوردِ (بخوانیم بنویسیم جدید میگه اینو جدا باس بنویسیم یا سرهم؟) فوق العاده بزرگی بود؛ اونقدر هیجان انگیز که هر چی مُسکِن زده بودم پرید :...
مرغ عشقا سرشونو گذاشتن رو شونه ی هم و خوابیدن - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:22
ساعت چار صب هیشکی از هیچ پنجره ای هیچ جا رو دید نمیزنه! واسه همین می تونی چارزانو بشینی لب بالکن و نیدو و قهوه و شکلات تخته ای رنده شده بخوری! هر چیزی رو که فک میکنم یه حلالیت نسبی داره میندازم تو آب داغ و هم میزنم و میذارم تو یخچال تا دماش بیاد پایین و یادم میره و باز میارم بیرون و صب میکنم برسه به...
مرسی، اه! - تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 2:22
غمِ هجران به سوّیت تر این قسمت کن که این همه درد به جانِ منِ تنها نرسد + برسد به دستِ مسئولِ مربوط، اداره ی غم، واحدِ هجران، بخشِ تقسیم
قشلاق! - تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 7:03
ادامه مطلب
فردای واهی رو به آدما بسپار - تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 7:03
ادامه مطلب
از من چه مانده بعدِ تو جز ناتوانیم در بازیابی اطلاعاتِ دو سال و نیم اندوزیده شده؟ - تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 7:03
میفرمان که حافظه اینجوریاست که رمزگردانی میکنی یه سری چیزارو میفرستی اندوزش شن که بعدا بازیابیشون کنی! باز هم میفرمان که مهمترین علت فراموشی، ناتوانی در بازیابیه!مجددا تو پاراگراف بعدی میفرمان که مهم ترین مکانیسمی که بازیابی رو مختل میکنه تداخل هستش! ولی هیجا نمیفرمان که آناتومی که سه ترم رمزگردانی ...
برای بازماندگان! - تاریخ: 1395/11/14 ساعت: 7:03
به نوادگانش بگویید؛ روزهایی بود که با روحِ خراشیده (!!)، چشمانِ خسته و قرمز و خوابالو (مرحوم علی رغم اینکه ساعاتِ خواب خود را افزایش داده بود باز هم خسته بود یحتمل روحِ حریصی داشت اند مِیْبی جسمی کم خون؛ مدام خوابِ بیشتر طلب میکرد ولی علوم پایه مجالش نداد!)، تنی رنجور (آسیب دیدگیِ منتها الیه یا علیه...
عشق را ای کاش زبان سخن بود - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
هزار کاکلیِ شاد در چشمانِ توست؛ هزار قناریِ خاموش در گلویِ من
جلبک در کویر - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
٢٠٩. هوا بسیار بسیار سرد، کثیف، ابری و مزخرفه؛ سرماش میرسه به استخون، یه جوریه که خودشم از شدت سرما بغض کرده انگاری! ببار خب لعنتی! چه مرگته؟ ٢١٠. دو تا مسئول آزمایشگاه داریم میشه به اینا ایمان آورد بخدا بسکه مهربونن! یعنی من همش دلم میخواد از کنارشون رد شم سلام کنم :)) مراقب امتحان ایمنیِ امروز بود...
اگر برای ابد، هوای دیدنِ تو،، - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
تو مپندار که خاموشی من، هست برهان فراموشی من* - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
٢١٤. برای خوندنِ پست قبل یا وبلاگیِ وبلاگی باید باشین، یا اونقدر محرم که بتونین رمز رو حدس بزنین! ٢١٥. یه اعتیادِ تغذیه ایِ فاجعه بار پیدا کردم، شوکول و گردو! این ترکیب رو روی میز هم بریزی، جوش میزنه حتی!! اگه تا آخر هفته ترک نشه، خودمو به یه کمپ ترک اعتیاد معرفی خواهم کرد :| ٢١٦. ستم به یاران تا چن...
بر من ببار، تا که برویم بهاروار - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
کنار حوصله ام بنشین بنشین مرا به شط غزل بنشان بنشان مرا به منظره ی عشق بنشان مرا به منظره ی باران بنشان مرا به منظره ی رویش من سبز می شوم + عکس از اینجا ++ شعر از محمدرضا عبدالملکیان +++ با صدای زنده یاد شکیبایی بشنوید؛ حتما
توجیه نامه! برسد به دست من، و خدای من! - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
دروغ گناهه؟ گناهه دیگه! ماستم سفیده؛ دروغ مصلحتی چی میگه؟ ماست لبو مثلا، ماستی که صورتی شده هان؟ همون ماسته دیگه! تابلوئه داری خودتو گول میزنی، ولی سگ خور! بریم سر بحث خودمون! مصلحتِ چی اصلا؟ مصلحتِ کی؟ مصلحتِ من یا تو یا عرف یا شرع یا کوفت یا زهرمار؟ چرا دروغ مصلحتی گناه نیست؟ چون صورتی شده؟ مصلحت ...
کانون امنیت - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
یه گوشه ای تو صحن انقلاب نشسته بودم، آروم بودم؟ نه واقعا؛ آروم نبودم! یخ زده بودم! مشهد سرده، فوق العاده سرده و غریبه و دوره و پر از جداییه و پر از تنهاییه و پر از بیخوابیه! فکر میکردم به چار سال پیش، ماه رمضون چار سال پیش؛ سحر بود، من خواب بودم؛ تاریکِ تاریکِ تاریک بود اتاق! با صدای جیغ از خواب پری...
هزارپا - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
نمدونم این جمله لحظه ها پایدار میمونن چرا و از کجا تو ذهنم چرخ میخورد این چند روز؛ اونقدر که قول داده بودم بعد از امتحان پاتو همه کتابامو بریزم وسط و اونقدر ورقشون بزنم که بفهمم کجا این کوفتیو خوندم؛ بعد از امتحان و کُمای بعد امتحان، میدونی لعنتی وسطش از خواب بیدار شدم، میدونم که خواب گربه و مارمولک...
ما که باشیم؟ - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
سعدی یه شعری داره که اینجوری شروع میشه "خوبرویانِ جفاپیشه، وفا نیز کنند به کسان درد فرستند و، دوا نیز کنند" یعنی همون با ما به از این باشِ خودمون دیگه بعد میگه "نظری کن به منِ خسته، که اربابِ کَرَم به ضعیفان نظر از بهرِ خدا نیز کنند عاشقان را ز بَرِ خویش مران، تا بر تو سر و زر هر دو فشانند و، دعا نی...
کی میرسد باران؟ - تاریخ: 1395/11/4 ساعت: 6:36
روزگاری بود روزگار تلخ و تاری بود؛ بختِ ما چون روی بدخواهانِ ما تیره؛ دشمنان بر جانِ ما چیره شهر سیلی خورده هذیان داشت بر زبان بس داستان های پریشان داشت؛ زندگی سنگ و سیه چون سنگ؛ روز بدنامی؛ روزگارِ ننگ + عکس از اینجا ++ شعر از سیاوش کسرایی +++ شایدم ما یه قصه ایم که یه بابابزرگِ پیر داره برای نوه ه...

برچسب‌های مرتبط

فوقع ما وقع | از هر دری وری | اي بخت سركش | تاریکی شب | تاریکی سه روزه زمین | تاریکی زمین | تاریکی 3 روزه زمین | تاریکی عشق | تاریکی مطلق | تاریکی چیست